تبلیغات
Netshahr دختران نامبروان
» جوانمردی ... ( دوشنبه 14 بهمن 1392 )
» شباهت حمید لولاییی با روحانی ....خخخخخ ( شنبه 20 مهر 1392 )
» خبر فوری!! ( جمعه 19 مهر 1392 )
» pmc baby ( جمعه 19 مهر 1392 )
» سوباسا ( یکشنبه 14 مهر 1392 )
» ☻عکس با مزه و باحال☺☺ ( چهارشنبه 10 مهر 1392 )
» بــــی ادب! ( شنبه 23 شهریور 1392 )
» روش عجیب جمع كردن موها با جاروبرقی !!!!!1 ( شنبه 23 شهریور 1392 )
» اموزنده و زیبا ( جمعه 22 شهریور 1392 )
» منتظر دوس پسرتی؟ ( چهارشنبه 20 شهریور 1392 )
» هههههه ( چهارشنبه 20 شهریور 1392 )
» غــــــیرتو عشقه♥ ( سه شنبه 19 شهریور 1392 )

یک پند در یک داستان:

و... ,


روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران‌‌قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می‌گذشت.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد....



پاره آجر به

اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است.

به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند..

پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی

چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.

پسرک گفت : ”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می‌کند، هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان

کمک خواستم، کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند

کردنش ندارم برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم.”

مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت.. برادر پسرک را روی صندلی‌اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد..

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!

خدا در روح ما زمزمه می‌کند و با قلب ما حرف می‌زند؛ اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می‌شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند.



برچسب ها : انصراف دکتر ولایتی , انصراف دکتر محسن رضایی ,


ادامه مطلب...